امروزه
انگیزه تحرک قومیتها جدی است. دشمن مشغول تحریکات است. دشمن را نباید دست کم گرفت.مراقب
باشید. این از جمله چیزهای بسیار مهم است. احساس میشود دستهایی در جریان هستند برای
اینکه زماماین کار را از دست دولت خارج کنند. (مقام معظم رهبری)
هدف اصلی این نوشتار، بررسی عوامل بالقوه چالشهای قومگرایی بر امنیت ملی است. منظور از قومگراییدر اینجا سیاسی شدنِ علائق زبانی، مذهبی و سایر مظاهر کهن و تبدیل شدن آن به عناصر اصلی بسیج سیاسیدر فرآیند سیاسی جامعه است. امنیت ملی نیز در این نوشتار به شاخصهایی نظیر بیثباتی سیاسی، اجتماعیو خلل آوردن بر وحدت ملی مربوط میشود و به مفهوم سیاسی صرف نیست بلکه ابعاد اجتماعی آن را نیزدربرمیگیرد.
نا امنیهای اجتماعی و سیاسی داخلی میتواند از عرضههای خارجی نیز نشات گرفته، با تهدیدات بیرونینسبت به امنیت ملی کشور نیز ارتباط پیدا کند.
لذا امنیت ملی تنها به امنیت حاکمان یا گروههای اکثریت قومی در جامعه مربوط نمیشود، بلکه تمام عناصرگوناگون، چون زبان، مذهب، نژاد و منافع ملی را دربرمیگیرد. بدین ترتیب امنیت ملی به سود همه قشرها وشهروندان موجود در درون مرزهای جامعه ملی بوده، هرگونه چالش یا تهدید نسبت به آن، تاثیر منفی خود را برهمه قشرها و گروههای اجتماعی به جای خواهد گذارد.
مقدمه
بررسی چالشهای امنیتی و ارائه راهبردهای مناسب برای مقابله با آن، به همان اندازه کهضرورتش قطعی و انجام آن لازم است، کاری دشوار و دستیابی به آن مشکل میباشد.جمهوری اسلامی ایران به دلایل موقعیت ژئوپلیتکی و ماهیت نظام سیاسی در طول حیات خودهمواره با تهدیدات خارجی وداخلی مواجهه بوده است. حضرت امام(ره) میفرمایند(حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است) در شرایط کنونی حفظ استقلال، تمامیتارضی ونظام سیاسی حاکم باحفظ حکومت اسلامی هم عرض شده است.
بنابراین بررسی تهدیدات امنیت ملی و ارائه راهکار مناسب برای مقابله با چنین تهدیداتیعلاوه بریک وظیفه ملی، یک وظیفه انسانی بلکه به عنوان تکلیف الهی است. آنجا که ایرانکشوری بااقوام مختلف است، پس ازلشکرکشی آمریکا به منطقه، قومیتهای ایران برای بحرانآفرینی داخلی درکانون توجه نیروهای بیگانه قرار گرفتهاند. در این برهه اززمان سوالات اساسیکه میتواندراهگشا باشد این است که چرا مدیریت مسائل اقوام مهم است ؟ و چرا باید موضوعقومیت در کشوربا حساسیت موردتوجه قرارگیرد ؟ و فلسفه طرح چنین موضوعاتی درقالبفراخوانها چیست؟
دراین مقاله سعی شده ازبعد نظری وعملی (کاربردی) قومیت درجمهوری اسلامیایران در راستای سوالات مطرح شده مورد بررسی قرارگیرد.
1. مفاهیم
1 - 1. مفهوم قومیت
از مفهوم قومیت و امنیت ملی، همانند سایر واژههای علوم، انسانی تعریف جامعی که همه برآن اتفاق نظر داشته باشند، ارائه نشده است. در اینجا دو تعریف از مشهورترین آنها را میآوریم:
به نظر (مک لین) قومیت، (چگونگی تعلق به یک گروه قومی است. قومیت شاملآگاهی نسبت به ریشههای تاریخی و سنتهای مشترک است) و یا برخورداری گروه از ریشهجغرافیایی، زبانی، مذاهب و الگوهای سکونت مشترک، برخورداری از ملاحظات سیاسی مشابهبه ویژه در رابطه با سرزمین و نهادهای سیاسی و برخورداری از نوعی احساس تمایز و متفاوتبودن از دیگران میباشد.[1]
1 - 2. امنیت ملی
امنیت ملی شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولا جزء مسئولیتهای حکومتهایملی است تا از تهدیدات مستقیم ناشی ازخارج نسبت به بقای رژیمها، نظام شهروندی و شیوهزندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورند.[2] امنیت ملی در بعد عینی به فقدان تهدیدهانسبت به ارزشها و در بعد ذهنی به فقدان ترس از اینکه چنین ارزشها مورد تهدید واقع شوندمیپردازد و آنها را میسنجد.[3]
2. تأثیر متغیر قومیت بر امنیت ملی
با عنایت به رویکرد نرمافزاری به امنیت ملی، مسئله یکپارچگی زیرساخت اجتماعی نظاممدیریت امنیتی را تشکیل میدهد. ضعف یا ناکامی کشورها در یکپارچهسازی و نه یکسان سازیگروههای اجتماعی گوناگون و تبدیل آنها به نیروی سیاسی اجتماعی متحد، تهدیدات جدید امنیتی رابه همراه آورده است و زیرساختهای کلان سیاسی را چند پاره ساخته و به تضعیف توانسیاستسازی و قابلیت پاسخگویی نظام سیاسی میانجامد. مسئله چندپارچگی و تشتت بنیادهایاجتماعی و مشکلات موجود فراروی فرآیند ملت سازی در جهان سوم، متغیر یکپارچگی وتکوین جنبشهای قومی را از اهمیت اساسی برخوردار کرده است.[4]
متغیر انسجام اجتماعی، سیاسی از جمله در گروههای قومی از نظر امنیت ملی حائز اهمیتاست. و اگر درجه هویتسازی ملی منسجم و حضور یا فقدان هویتهای رقیب خرده ملی را ازشاخصهای قوت و ضعف یک کشور محسوب کنیم، کشورها را میتوان به دو دسته قوی وضعیف تقسیم کرد. کشورهای قوی از انسجام اجتماعی، سیاسی قابل توجهی برخوردار هستند واز فرآیند ملتسازی با موفقیت عبور کردهاند. اما کشورهای ضعیف در فرآیند ملتسازی باناکامی مواجهند.
در کشورهای مختلف، چندپارگی و تشتت و تبدیل یک دولت - ملت به گروههای قومیمتعدد، ابعاد جدیدی رابه مسئله امنیت ملی در جهان سوم میافزاید. شاید ناکامترین موارد قابللمس در کشورهای در حال توسعه، ایجاد یک حس مشترک عمومی درباره ارزشها و علائق ملیباشد. و طبیعتا ارزشهای گروههای غالب به صورت فعالیتهای سیاسی آشکار بروز میکند، مثلجنبشهای تجزیه طلب، که این موارد هسته اصلی نا امنی داخلی را تشکیل میدهد. (ایوبی، 23:1377)
هر چه یک دولت - ملت منسجمتر و یکپارچهتر باشد، وضعیت امنیتی آن ثبات بیشتریدارد و در مقابل، دولت، ملت نامنسجم، زمینه بالقوه مناسبی برای رفتارها و رخدادهایضدامنیتی محسوب میشود. لذا در جوامع ضعیف و پاره و پاره، احتمال واگرایی و مرکز گریزیگروههای فروملی قابل ملاحظه است، قومیت در ارزیابی امنیت ملی متغیری مهم محسوبمیشود.
برخی از عوامل چون درجه پایین انسجام و یکپارچگی اجتماعی (ضعف دولت) ،ساختار غیر مشارکتی و توزیع قدرت سیاسی، رفتارهای سیاسی تجزیهطلبانه، کاهش امنیتداخلی افزایش حمایتگری خارجی، رابطه مرکز و پیرامون ناهمسانی در علائق و ارزشهایمشترک در تشدید تمایلات قومی، قومیت به مثابه متغیر امنیت ملی موثرند.
3. ضرورت رویکرد به قومیت
مفهوم قومیت در دهه 1960 میلادی به دنبال شکل گیری دولتهای ملی در کشورهایمستعمره سابق، در نتیجه کاهش قدرت نظامی اروپای غربی پس از جنگ دوم جهانی ظاهر شد،امّا نخستین بار و در سال 1952 توسط الفرز سوری، جمعیت شناس فرانسوی مفهوم قومیت وقومگرا در مقابل مفهوم ملیت قرار گرفت. این پدیده اجتماعی سیاسی به گونههای مختلفتعریف شده است و از مشخصههایی همچون نام مشترک، سرزمین و زبان مشترک، فضاهایمشترک زیستی، رسوم و آداب و ارزشهای مشترک، احساس مشترک و... سخن به میان آمدهاست. و تاکنون چندین کتاب و مقاله درباره درگیر شدن گروههای مختلف زبانی، مذهبی نژادیو...در فعالیتهای سیاسی نظامی با دولتهای مرکزی منتشر شده و به چاپ رسیده است. و این مسئلهبعداز پایان جنگ سرد در کشورهایی همچون روسیه، یوگسلاوی سابق، افغانستان، عراق و تاحدودی ترکیه و کشورمان ایران به وقوع پیوسته است. مسله قومیت و استفاده ابزاری از آنتوسط گروههای ناسازگار و قدرتهای سلطهجو و چالشهای برخاسته از آن به عنوان یک جریانضدامنیتی قابل توجه است. (مختارزاده، 1383، ص 24)
لذا جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس تا کنون موارد متعددی از ناامنیهای قومی را درمناطق مختلف کشور تجربه کرده است. هر چند این حرکتها در برخی مناطق همچونکردستان، سیستان وبلوچستان، تبریز، خوزستان، ترکمن صحرا و... با ]تدبیر،[ اقتدار و فداکاریمهار شده است، اما واقعیت نیروها و پتانسیل قومی تهدیدآمیز در کشورمان چیزی نیست که موردغفلت قرار گیرد، زیرا قومیّت از دیرباز در بعد امنیتی حایز اهمیت بوده و باید با حساسیت ویژه موردکنکاش قرار گیرد و از آسیب شناسی این پدیده نباید به آسانی گذشت.
4. قومیت و تأثیر آن بر امنیت ملی در جهان
قومیت درجهان امروز ابعاد وسیع و روزافزونی پیدا نموده است. از شگفتگیهای دههاخیراین است که ازیک طرف شاهد به اصطلاح جدی شدن فرآیند جهانی شدن، بازارهایاقتصادی، شیوههای حقوقی و سیاسی هستیم و از سوی دیگر، ظهور انواع اختلافهای قومی وتاکید بر بنیادیترین هویت ملی گروهی، وفاداریهای قومی دربسیاری ازمناطق و کشورهایجهان را میبینیم.
روزگاری در اتحاد جماهیر شوروی سابق 104 گروه قومی در قالب یک کشور واحدهمزیستی میکردند. امروزه 15 کشور مستقل قومی بر فراز جسد قدرت مذکور پرچمهای خود رابرافراشتهاند. اروپا که اکنون قدرت خود را به طور نمادین با واحد پول مشترک به نمایشمیگذارد متشکل از 75 منطقه فرهنگی و قومی جداگانه است و به طور بالقوه به 75 کشور تقسیمشده است. (مختاری، 1383، ص 18)
هنگامی که درمییابیم ناهمگونی قومی، واقعیتی درمیان ملل جامعه جهانی عصر حاضراست. دیگر نباید موضوع قومیت در کشور یا ملیتی شگفتآور باشد. این مساله در بسیاری ازملتهای تازه استقلال یافته با محورهایی چون زد و خوردهای تجزیهطلبانه و... در آسیا، آفریقا،اروپا و آمریکا و سرزمینهای که سابقاً تحت استعمار بودهاند وجود دارد. بدون تردید اینموضوع، نیازمند بررسی و شناخت همهجانبه میباشد.
5 . تنوع قومی و مذهبی در ایران (تیوپولوژی اقوام)
جمهوری اسلامی ایران در زمره ممالک دارای تنوع قومی محسوب میشود و سرزمین پرآوازه ایران نه تنها در تاریخ گذشته خود بلکه هم اکنون نیز دارای ساختار چند قومی و ترکیبی ازگروههای متنوع قومی است.
لذا ایران با گروههای قومی در مناطق مختلف جغرافیایی و فرهنگی که دارای سنتهایفرهنگی، احساسات هویتی خاص (بر پایه مشترکات زبانی، نژادی، ادبیات، محل سکونتو...) آنها را به مثابه یک گروه فرعی از جامعه بزرگتر مشخص میکنند. وبه نحوی است کهاعضای هر گروه خود را از لحاظ ویژگیهای خاص فرهنگی از سایر اعضاء جامعه متمایز تلقیمیکنند. و وجود گروهها و مناطق که بر اساس تمایز نژادی و زبانی خاص شکل گرفته قابلبازشناسی هستند و این نکته امری انکار ناپذیر است و اقوام در کشور تا حدودی از انسجام وهمگونی اجتماعی برخوردارند.
بنابر نظر محققان تا اواسط قرن بیستم، بخشهایی از جمعیت، ساختار قومی داشت. زیرا درمناطق مهمی از سرزمین ایران گروههای قومی شناخته شده چون لر، ترک، کرد، بلوچ، طالشی،عرب، ترکمن ساکن هستند. کمتر از نیمی از ترکیب قومی کشور را اقوام غیر فارس تشکیلمیدهند که عمدتاً در نوار مرزی و قلمرو جغرافیایی، منطبق با نام اقوام مربوطه، استقرار وآرایش یافتهاند. آذریها با جمعیتی بالغ بر 27 درصد کشور در شمال غربی و غرب، کردها باحدود 10 درصد جمعیت کشور در غرب، بلوچها با 2/2 درصد جمعیت کشور در جنوب،ترکمنها با 2 درصد جمعیت کشور در شمال شرقی و طالشی با یک درصد (500 هزار نفرجمعیت) زندگی میکردند که ازنظرجغرافیای سیاسی وجمعیتی معنا وتعریف خاصی رابرایملت وکشورایران پدیدآورده است.[5]
براساس یک آمارقابل استناد در مورد جمعیت ایران، 60 درصد فارس زبان، 22 درصدترک، 6 درصد کرد، 6 درصد لر، 2/5 درصد بلوچ و تقریبا 2 درصد عرب درسرزمین ایرانسکونت دارند. (مختاری، 1383، ص 15)
شکلشناسی اقوام در ایران از بعد نظری، با تفاسیر و تعاریف علوم اجتماعی از مفهوم قومیتانطباق کامل ندارد، اما آنچه واقعیت دارد ایران دارای مناطق مختلف فرهنگی است که احساساتهویتی خاص (مشترکات نژادی، زبانی، ادبیات، سکونت و..) آنهارابه عنوان یک گروهفرعی ازیک جامعه بزرگتر مشخص میکند. سرزمین ایران در مقوله زبانی و قومی درجهان با24/ همانندی دررتبه شانزدهم ازهمانندی است، درحالی که کره شمالی و جنوبی با100/همانندی دررتبه شانزدهم وتانزانیا با 7/ همانندی دررتبه نخست کشورها قرار دارد.(حسینزاده، 1380، ص 46)
علاوه بر زبان و فرهنگهای مشترک، دین هم مایه گونه گونی قومی وعامل همبستگی بودهاست.
وجود اقلیت مذهبی غیرمسلمان چون ارامنه، آشوریها، یهودیها، زرتشتیها و انشعاب دربین مسلمانان و تقسیم آنها به شیعه (دوازدهامامی، غُلات اسماعیلی) و سنّی (حنبلی،شافعی، حنفی) باعث تنوع قومی گردیده است.
ایران از جمله کشورهای متکثر و برخورداری از تنوع دینی، مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگیاست و در مقایسه با کشور یا واحد جغرافیای سیاسی فعلی در جهان به طور نسبی از بیشترین گوناگونیبرخوردار است. سه دین اصلی توحیدی (کلیمی، نصاری و اسلام) در ایران پیروانی دارندمذهب شیعه 91 درصد و سنی 8 درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند. پیروان دو دین اصلیکلیمی و نصاری با گسترهای از شاخهها و فرقههای مختلف، شامل پیروان کلیساهای متعدد باجمعیت حدود یک تا دو درصد جمعیت، غیر مسلمانان بوده که در کنار اینها میتوان بهزرتشتیان، صائبیها، سیکها رانیز اشاره کرد. که در صورت عدم مدیریت صحیح و تلفیق اینشاخصهها با متغیر قومیت زمینه بحرانآفرینی رافراهم خواهند نمود.
6 . زمینههای شکلگیری تنوع قومی در کشور
با پذیرش اصل تنوع قومی در کشور اکنون شایسته است به بررسی نحوه استقرار نظام متنوعقومی پرداخته شود.
1. با اهمیتترین موضوعی که در گسترش این تنوع قومی و نژادی و این نوع از معیشتتأثیر بسزا دارد، مساله جغرافیا و عوامل طبیعی است. (کشاورزی دامپروری و...) علاوه برآن میتوان به علل زیر نیز اشاره کرد:
گسترش حیات متحرک و کوچنشینی،
عامل بیکاری و اشتغال در بخش خدماتی و اداری،
- کوچ اجباری (تبعید) به نقاط دیگر کشور، به دلیل پیشگیری از اتحاد و انسجام و مقابلهبا دولت، مثلاً در زمان صفویه.
استفاده حکومتها از سوارکاری و جنگجو بودن اقوام در جنگهای خود.
موقعیت عالی برخی مناطقی از کشور.
جذابیت شهری و رشد یکطرفه امکانات رفاهی و تفریحی و... .
مهاجرت افراد به علت شرایط نامساعد زندگی.
7. ویژگی اقوام مستقر در کشور
ویژگی و سایر خصوصیات منحصر به فرد اقوام ایرانی باعث شده که موضوع قومیت در اینسرزمین از پیچیدگی و ابهامات و نیز بار امنیتی در خور توجه و قابل تامل برخوردار شود.گروههای قومی در ایران بویژه با توجه به سوابق شورشگری و بحرانزدایی خود همواره بهعنوان یکی از متغییرهای موثر در امنیت داخلی و نیز به عنوان یک عامل تهدیدزا ومشکلآفرین در دهههای اخیر تاریخ کشورمان مورد ملاحظه قرار گرفتهاند. و تا امروزتقاضاهای خودمختاری و تمرکززدایی میان اقوام فزونی پیدا کرده و بر سیاستهای طبقاتی،احیای فرهنگ و زبانهای قومی با رویکرد گریز از مرکز تاکید شده است که در ذیل برخیمشترکات اقوام در ایران گوشزد میگردد:
1. حفظ فرهنگ بومی، قبیلهای و سنتها علیرغم مدرنیته شدن زندگی
2. داشتن تعصبات قومی و خرده فرهنگ قومی و محلی خاص خود.
3. عدم رعایت تنظیم خانواده، و در نتیجه داشتن جمعیت جوان و رو به افزایش.
4. داشتن سابقه اغتشاش و شورشگری و ایجاد نا آرامی.
5 . به سر بردن در شرایط عقبماندگی و توسعه نیافتگی اقتصادی و اجتماعی.
6 . داشتن تحرکات جداییطلبانه، در صورت مهیا شدن شرایط استعداد گریز از مرکز.
7. عدم موفقیت کامل مسئولین در محو تبعیض و بیتوجهی به مشکلات وکمبودهابه جهتسابقه طولانی و نهادینه شدن فرهنگ قومگرایی در بطن جامعه.
8 . عدم پیگیری جدی سیاستهای انسجام بخش و وحدتآفرین توسط مسئولین ذیربط بهصورت ریشه ای به دلیل همگرایی برخی مسئولین به قومیتها.
9. رشد آگاهیهای قومی و احساس هویت قومی قویتر به جهت ورود به مراکز علمی وسوءاستفاده دشمن در مراکز علمی از آنها.
10. سیاستهای تبعیضآمیز رژیمهای گذشته در ایران بخصوص قاجار و شاهنشاهی.
11. ازدواجهای فامیلی و حساسیت نسبت به ازدواجهای غیر قومی.
8 . پتانسیلهای تهدید اقوام نسبت به امنیت ملی در کشور
به طور کلی در بررسی روند بحران قومی باید دانست که این موضوع نیز مثل هر مسئلهاجتماعی دیگر در طیفی از حالات و شدت متفاوت قابل تشخیص وبررسی است که اهم آن درذیل میآید.
1. دخالت بیگانگان و حمایت علنی آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از قومیتگراییدر ایران که در این راستا ساموئل زولیر، مسیونر معروف غربی میگوید (نخستین کاربرایریشهکن کردن اسلام ایجاد قومگرایی است.) [6]
2. مرحله گذار کشور وارتباط معنادار معطوف به افزایش بحرانهای قومی به دلایلی چون:
الف) سهمبری گروههای قومی از نظام در حال تکوین،
ب) استقرار مشروعیت جدید به علت ستمها و اجحافها در زمان رژیم پهلوی ورفع ستمملی و تلاش جهت تغییر در شیوه برگزاری رفراندوم و تدوین قوانینی چون خودمختاری درقانون اساسی و... از نظام جدید.
ج) تلاش جهت تاثیرگذاری برنظام جدید و تدوین قوانین حمایتی از اقوام غیر فارس وحضور در هرم قدرت سیاسی، طبیعت تغییر و تحول در جوامع در حالگذار و فراهم آمدن زمینهبرای بروز بحرانهای گوناگون است که این زمینه برای شیخ خزعل، فرقه دموکرات آذربایجان،قطبزاده، حزب دمکرات کردستان پدید آمد.
3. بعد پیروزی انقلاب اسلامی جریانهای واگرا و ناهمساز در کردستان، سیستان، آذربایجان،خوزستان و ترکمنصحرا آتش منازعات قومی را دامن زدهاند.
4. تعارض هویت به جهت اینکه ایران ازمنظرترکیب قومی و مذهبی، جامعهای ناهمگونمحسوب میشود و این تفاوتها برای هرگروه قومی هویت و شخصیت مستقل و متمایزی ازهویت جامعه ملی را ایجاد کرده است. به گونهای که موجب تنزل جایگاه هویت ملی میگردد.
5 . تشکیل گروهها و احزاب سیاسی پنهان و آشکار، در هواداری از کاندیداها صرفا به جهتتعصبات قومی و مذهبی
6 . ایجاد و تشکیل NGO های با گرایش قومیتگرایی در کشور
7. افزایش سریع جمعیت وقدرت اقتصادی گروههای قومی به عنوان دومولفه مهم قدرت بهجهت عدم کنترل جمعیت در قالب طرحهای مهار جمعیت در مناطق قومینشین حاشیهای نسبتبه جمعیت فارس زبانها و عدم رشد اقتصادی به جهت فقر اقتصادی و کمبود امکانات از یکطرف و تاکید نخبگان سیاسی و مذهبی برلزوم افزایش جمعیت باعث برهم زدن ترکیب نفوسدر این مناطق و کل کشور گردیده است.
8 . فزونی مطالبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در میان اقوام توسط نخبگان سیاسیمسئلهدار، احزاب و گروههای معاندجهت بحرانآفرینی در کشور
9. رشد فرآیند خودآگاهی قومی وتلاش فرهنگی بعنوان راهبردهای مهم قوم گراها به عنوانابزاربسیج تودهها وپیوستن بخشی ازفارغ التحصیلان ونخبگان علمی هرقومی، درپی گسترشمراکز آموزش عالی و قد برافراشتن ماهای کوچک در برابر ماهای بزرگ (ملی) وتقاضاهای قابل مذاکره و غیر قابل مذاکره درهمه ابعاد باسرعتی فزاینده از زبان روشنفکران،تحصیل کردههای لائیک وحتی مسلمان. لذا آنچه مایه دغدغه خاطر است، رشد یکسویهخودآگاهیهای قومی است که موجب تضعیف هویت ملی ووحدت ملی میگردد. مناسبترینالگوی سیاست قومی، سیاستی است که معطوف به تقویت همبستگی و انسجام ملی شودوموجب تحقق نوعی هویت ووحدت ملی گردد.
10. رشد فزاینده انجمنهای هنری ادبی دانشجویی جهت افزایش قومیت گرایی و تلاش برایهمراه نمودن سایردانشجویان برای سوءاستفاده سیاسی و تشنجزا
11. ساخت فیلمهایی که هویتجویی قومی را تشویق میکند یا فیلمهایی که به تحقیر اقواممبادرت میورزد.
12. افزایش مطبوعات محلی با گویشهای قومی و محلی و ترویج تفکرگریز مرکزی
13. موازی بودن شکاف قومی باشکافهای مذهبی و زبانی در مناطق قومیتنشین
14. تشدید معضل جاسوسی به جهت استقراراقوام ایرانی درحاشیه کشور، تردد و رابطه آنهابا کشورهای همجوار و نفوذپذیری مرزها سرویسهای جاسوسی کشورهای دشمن و حتیدوست باعث استخدام و به کارگیری افراد با انگیزههای قومی میگردد. چنین تحرکاتی حسقومگرایی و شیوع جنبشهای تجزیهطلبانه قومی را افزایش میدهد. و زمینه نفوذ به مراکز حساسسیاسی، اقتصادی نظامی و... را تشدید میکند.
15. فزونی اشغال پستهای اداری - سیاسی در کشور نسبت به سنوات گذشته
16. مرزنشینی اقوام و استقرار در کانونهای بحران خیز کشور
17. فراوانی ناهنجاریهای اجتماعی، شرارت، اقدامات تروریستی و... .
18. مهاجرت و بروز مشکلات عدیده این پدیده شوم در برخی استانها و شکلگیری اراذل واوباش به علت مهاجرت و استقرار در حاشیههای کلان شهرها و ایجاد نا امنی و درگیری و بروز بحرانو اغتشاش و سوءاستفاده عناصر بیگانه ازاین ظرفیتها جهت بحرانسازی در کشور
19. به وجود آمدن غائلههایی به علت تقسیمات کشوری و بهرهبرداری سیاسی از اینموضوعات در دولت گذشته در برخی استانهای کشور
20. تحریک بیگانگان و دخالت شیطنتآمیز بهصورت مستقیم در مباحث اقوام
21. حمایتهای جانبدارانه مجامع و گروههای جهانی به اصطلاح بشر دوستانه (حقوق بشر)
22. تاثیر نارضایتی عمومی در مناطق قومی چون معیشت، بیکاری، و... .
23. استفاده از ظرفیت قومیتها جهت نا امنی در کشور و سوء استفاده در انتخابات،راهپیماییها و مشارکت سیاسی و اجتماعی
24. برانگیخته شدن حس ناسیونالیستی در میان اقوام و طوایف در کشور
25. تحریک و سوء استفاده از عواطف لطیف اقوام و طوایف توسط روزنامههای زنجیرهایو کاندیداها
9. روشهای پیگیری سیاست قومی، به منظور کاهش آسیبهای قومی برامنیت ملی و یا مقابله با آن:
هدف اصلی درطراحی وتدوین سیاسی قومی معطوف به تقویت هرچه بیشتریکپارچگی،همبستگی وحدت ووفاق ملی یااجتماعی درسطح کشور میباشد. در ادبیات علوم اجتماعی ازاینوضعیت تحت عناوینی چون مهندسی اجتماعی، ملت سازی، وفاق اجتماعی، وحدت نمادی،یکپارچگی ملی یاد میشود بنابراین پیگیری سیاسی قومی در ایران باید متضمن هدایت بخشعمدهای از تواناییها و استعدادهای برنامهریزی در مدیریت سیاسی جامعه و اتخاذ رویکردهایمناسب در حوزه فرهنگ، تبلیغات و ارتباطات و... باشد. اصول حاکم بر سیاست قومی در ایرانباید منتهی به تقویت اشتراکات و تلاش برای نزدیکی اقوام با همدیگر باشد. و به این نکته توجهداشت که هرچه محورها و اصول مورد توافق جمعی افزایش یابد، امکان و احتمال هماهنگی وهمدلی بیشتر خواهد بود.
بنابراین برخی عوامل جهت مقابله با قومیت گریزی اقوام و تاثیرگذاری بر امنیت ملی درکشور مطرح میگردد.
1. تاکید بر آرمانهای انقلاب اسلامی و حفظ و ترویج ارزشهای اسلامی
2. تقویت عوامل تشکیل دهنده هویت ملی در برابر هویتهای قومی و محلی
3. تاکید برمواریث فرهنگی باپیشینه مشارکت همزیستی دائمی اقوام ودخالت تاریخی اقوامدرحاکمیت
4. تاکید برزبان فارسی (به گونهای که از کاربرد دیگر زبانها و گویشها جلوگیری نشود)
5 . تاکید بر توسعه همهجانبه در کل کشور و ایجاد و پیگیریهای طرحهای عمرانی و.. درمناطق قومیت نشین
6 . کاهش محرومیتهادرمناطق قومی
7. مقابله جدی با جریانهای قومی واگرا و سیاستهای مداخله جویانه بیگانگان وسوء استفادهاز اقوام (در سطح کلان)
8 . حساسیتزدایی در خصوص رشد مطبوعات، زبان، موسیقی، هنروپوشش محلی
9. از میان بردن زمینههای بروز احساسات و تحریکات چون فقر، محرومیت، وعقبماندگی در مناطق قومیتنشین
10. برابری در فرصتهای اساسی مانند شغل، تحصیلات و امکانات رفاهی
11. تقویت احترام، عزت و تکریم شهروندان از سوی همدیگر
12. تقویت وحدت شیعه و سنی و دیگر قومیتها در مناطق
13. ارتقای سطح ایران گردی و احساسات عامگرایانه
14. تقویت تیمهای ورزشی در مناطق قومی و تشویق برای حضور در مسابقات سراسری وملی
15. شناسایی عناصر اصلی آشوبگرا توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و برخورد قاطعدستگاه قضایی با متخلفان
16. بالا بردن سطح آگاهی مردم (قومیتها) نسبت به دستهای پشت پرده شرارت و بیگانه
17. برنامهریزی جهت تقویت وفاق اجتماعی به عنوان یک هدف کلان و محقق شدنفرموده مقام معظم رهبری مبنی براتحاد ملی
18. حفظ استقلال نسبی خرده فرهنگها و حتی اصالت دادن به آنها و در عین حال برقراریاتصال و ارتباط بین اقوام از طریق تقویت و برجسته کردن نقاط مشترک بین اقوام و غیر اقوام(ارزش، عرف و...)
19. هوشیاری در تفکیک تقسیمات کشوری و لحاظ قرار دادن آداب و رسوم و سنن(تفرقه زدایی)
20. استفاده از پژوهشگران و مراکز فرهنگی دینی جهت نشریات و بولتنها
21. شناسایی و برخورد با عوامل ایجاد بحران، چون سرپلهای مالی و تامین منابع آشوبگران،اغتشاشگران، وبلاگ نویسان
22. احداث جادههای بزرگ بین شهرها و استانها، که مراوده بیشتر و راحتتر اقوام بایکدیگر را فراهم آورده، آنان را از نظر فرهنگ و زبان به یکدیگر نزدیک کند.
23. فراهم آوردن امکانات زندگی برای فارسیزبانان در مناطق مرزی، و برعکس، امکانزندگی برای اقوام مرزی در مرکز کشور، تا از این طریق اقوام به یکدیگر نزدیکتر شده،فرهنگها مشترک گردد و مناطق نیز از یکدستی کامل به درآیند.
24. حضور مداومِ مسئولانِ دولتی در شهرهای دوردست و مناطق قومیتنشین.
نتیجهگیری:
نا آرامی به هر شکل، وسیله و موضوع، از مهمترین پدیدههای سیاسی، فرهنگی، امنیتی،اجتماعی و... است. نا آرامی همواره تهدیدات بالقوه ای علیه امنیت ملی را در پی دارد و دراشکال و صورتهای مختلف و در پوشش چون اغتشاش، اعتراض کارگری و مردمی،بمبگذاری، ترور و.. بروز میکند. لذا یکی از شاخصهای مخل امنیت ملی به جهت پراکندگیجمعیتی کشور پدیده قومیت میتواند باشد.
چون موقعیت جغرافیایی، مرزنشینی و حاشیهگزینی اقوام، بر درجه آسیبزدایی وتهدیدآفرینی متغییر قومیت در امنیت ملی ایران میافزاید و از نظر میزان انسجام اجتماعی ودرصورت عدم مدیریت موضوع کشوررادرزمره کشورهای ضعیف قرار میدهد، زیرا هویتهایخرده ملی در برابر هویت ملی صفآرایی میکنند و زمینه شکاف طبقاتی و ساخت ارتباطیمرکز - پیرامون بین دولت و نواحی قومی را افزایش میدهد، نهایتا جهت برخورد ریشهای با عللبروز ناآرامی و اغتشاش در مناطق قومیتنشین در دو بعد داخلی و خارجی با محوریت پنج حوزهاصلی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی (داخلی) و تحریکات قومی و قبیلهای(خارجی) در ذیل مورد بررسی و کنکاش قرار میگیرد.
الف. عوامل داخلی:
1. حوزه فرهنگی:
تقویت روند تفاهم فرهنگی، تبادل اندیشهها، نهادها و رواج ارزشهای فرهنگی مثل شجاعت،عزت، احترام، تعهد، معرفت، اعتماد، صداقت در عمل و... مد نظر قرار دارد. زیرا عامل فرهنگی چوناختلافات نژادی، قومی و مذهبی و... از جمله عوامل پیدایش حوزه فرهنگی است.
2. حوزه اجتماعی:
هدف اصلی در این حوزه تقویت روابط اجتماعی اقوام در ابعاد چون نزدیک کردن روابط،شدت بخشیدن به مناسبات عاطفی و گرم کردن روابط و تنوع دادن به اشکال روابط است، زیراعواملهای چون سطح پایین سواد یا بیسوادی و پائین بودن آگاهی مردم نیز از دیگر علتهایشورش و آسیب رساندن و آشوب است.
3. حوزه اقتصادی:
اهداف سیاست قومی تقویت روابط مبادلاتی، کاهش نابرابری دربازارمحلی، توزیع عادلانهفرصتها، توسعه اقتصادی، توزیع یارانهها و... است، زیرا بیکاری، مشکلات مسکن، تورم وگرانی، مشکلات اقتصادی و معیشتی قومیتها همانند سایر مردم از جمله دغدغههای آنها بودهوبه دنبال تامین حداقل نیازهای زندگی میباشند. و بیتوجهی به خواستههای مشروع قومیتهاوعدم ارائه خدمات ازجمله عوامل سلب اعتماد و زمینه بروز آشوب میباشد.
4. حوزه سیاسی:
هدف اصلی، احساس تعمق و یگانگی فرد با واحد سیاسی (کشور) ، تقویت علاقهمندی به زاد و بوم و جداکردن حق سرنوشت از حق تشکیل کشور مستقل (خودمختاری) ،افزایش مشارکت سیاسی نهادینه شده، تمرکز زدایی اداری وتقویت نهادهای مردمی درمناطققومی است. زیرا فعالیت گروههای مخالف و معاند چه قانونی و چه غیرقانونی هریک به نوعیزمینه بروز آشوب را فراهم میآورد و گروهها جهت رسیدن به اهداف ومقاصد سیاسی(براندازی یاحزبی) سعی میکنند از پتانسیل موجود در قومیتها بهمنظور بیثباتی دراجتماع و جامعه سوء استفاده کنند و جهت رسیدن به قدرت و منافع حزبی اجتماع را به سمتاغتشاش هدایت میکنند.
5 . حوزه امنیتی:
هدف اصلی برقراری حاکمیت، مقابله با تحریکات و نفوذهای خارجی و سرکوبناسازگاران و افراد معاند داخل جامعه و بدنه نظام است. در این راستا آسیبشناسی از پدیدههایآشوبگر و برخورد با اینگونه موارد با ریشهیابی علل بروز بحران و... مشخص و اقداماتمقابلهای با این پدیدهها انجام گیرد.
ب. عوامل خارجی:
1. تحریکات قومی:
کشورهای خارجی از هیچ کوششی برای از بین بردن وتضعیف حکومت فروگذار نیستند ویکی از شگردهای دشمنان به جهت ساختار ویژگی جمعیتی ایران تحریک و پشتیبانی ازاقلیتهای قومی است. ایران به جهت پراکندگی جمعیتی از نظر نژادی از این قاعده مستثنی نیست.دشمنان خارجی از حمایت سیاسی و مالی، رسانهای و اطلاعاتی یا وعدههای چون خودمختاری واز تحریکاتی چون ضایع شدن حقوق شهروندی و بیتأثیر بودن نظرات به دلیل در اقلیت قرارگرفتن، بیتوجهی دولت مرکزی به خواستهها و نظرات قومیتها و... سوء استفاده کرده و زمینهآشوب و درگیری داخلی را فراهم مینماید. در این راستا از ابزارهای تبلیغی و رسانهای چونناتوی فرهنگی، رسانههای معاند داخلی (براندازی نرم) جاسوسان و افراد نفوذی در بدنهدستگاها، نهادها، و... تفکر شیطانی خود را ظاهر میسازند. علاوه بر موارد ذکر شده، مشکلاتاقتصادی و بعضا اجتماعی و... ثبات اجتماعی را هدف قرار داده و بحرانهای کوچک را به آشوبتبدیل میکنند.
نهایتا در سیاست قومی ضمن توجه به حوزههای مذکور (داخلی و خارجی) هدفاصلی یکپارچهسازی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... و در عین حال رسمیت بخشیدن و احترامبه تفاوتها و تنوعهای قومی و فرهنگی است. زیرا ما باید بپذیریم که مجموعه اقوام کشور راتشکیل میدهند و باید بادید رفع موانع و مشکلات و ریشهیابی آنها، علل گرایش اقوام بهبیگانگان و سوء استفاده دشمنان از این قومیتها، آسیبشناسی گردد، تا بتوانیم در راستایمنویات مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی گام برداریم.
نویسنده: محمدمهری کارنامی
منابع:
1. احمدی، حمید، (قومیت و قومگرایی در ایران، از افسانه تا واقعیت) ، تهران، فصلنامه مطالعات ملی،1379.
2. ایوبی حجتالله، (شکافهای قومی و خشونت در پیکارهای سیاسی) ، تهران، فصلنامه مطالعاتراهبردی، 1377.
3. پژوهشکده مطالعات راهبردی، قومیتها در ایران، راهبردها و راهکارها، تهران، انتشاراتپژوهشکده راهبردی، 1378.
4. حسینزاده فهیمه، (گروههای قومی ایران) ، تهران، فصلنامه مطالعات ملی، 1380.
5 . روشندل جلیل، امنیت ملی و نظام بینالمللی، تهران، انتشارات سمت، 1374
6 . دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، سیاستهای قومی، تهران، انتشارات بررسیهای استراتژیک، 1379.
7. دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، قومگرایی و چالشهای فراگیر جهان، تهران، انتشارات بررسیهایاستراتژیک، 1379.
8 . دفتر طرح و بررسیهای استرتژیک، ناهمگونی قومی و امنیت ملی، تهران، انتشارات بررسیهایاستراتژیک، 1380.
9. فکوهی ناصر، قومشناسی سیاسی، تهران، نشر نی، 1380.
10. ماندل رابرت، چهره متغییر امنیت ملی، تهران، انتشارات پژوهشکده راهبردی، 1380.
11. مختارزاده، (قومیت در ایران) ، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، 1383، تیرماه، شماره7.
12. مختارزاده، (ابعاد امنیتی قومیت در ایران) ، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، 1383،تیرماه، شماره 9.
13. مختاری، (قومیت در ایران) ، تهران، نشریه سیاسی، فرهنگی اجتماعی، (شماره 10 و 11) .