وبلاگ نوهان با طرح موضوعات
مهمی مانند : بررسی تبعیض میان بلوچ و سیستانی، روشنفکری بلوچ نشان داده است که با
رصد و درک چالشهای فراروی توسعه استان و قوم بلوچ میتواند از یکطرف بهبود جامعه و
مردمانی که به آنها تعلق دارد کمک کند و از طرفیی دیگر نیز به فضای نحیف وبلاگ نویسی
بلوچ یاری رساند.
هرچند در این پست میخواهیم به یاداشت و سوالهای نوهان در مساله روشنفکری بپردازیم اما حیفم میآید که از یاداشت ایشان درباره تبعیض میان قوم بلوچ و سیستانی بدون نظر رد شوم. چنانکه «نوهان» نشان داد و بیان کرد فاصله اجتماعی میان قوم سیستانی و بلوچ روز بروز بیشتر میشود و به یک رابطه خصمانه تبدیل شده است. چرا اینگونه است؟ نوهان مفصلا «بحث کرده است. اما اگر تئوریسینها و لیدرهای قوم سیستانی در صدد آسیب زدایی از این پدیده یعنی» تبعیض «بر نیایند خیلی سخت نیست که تضاد های خونینی را در آینده شاهد نباشیم. کما اینکه یکی از از علل بروز و ظهور تروریسم از نوع مالکانی آن بر می گرددبه همین تضادها.»
سوالات نوهان در رابطه با جواب به «یک هموطن» در بخش نظرات سایت استون تنظیم شده است. هموطن با تقلیدی و پسماند خواندن روشنفکری بلوچ اشاره به وضعیت و ساختار خاص اجتماعی استان دارد و معتقد است باید با شناخت حقایق قوم بلوچ آرام آرام پیش رفت. نوهان هم در ادامه با انتقاد از هموطن بلوچ معتقد است که روشنفکری جدید بلوچ میتواند ما نند بذر آبخورده ناگزیر است جان بگیرد و رشد کند حتی در زمین سنگلاخی و بایر بلوچستان؛ و در ادامه به طرح ۵ سوال میپردازد:
۱- آیا به راستی لزوم وجود مباحث روشنفکری در جامعه بلوچ احساس میشود؟
۲- آیا روشنفکران بلوچ به راستی مقلد و پیام رسان پسماند های ایرانی و غربی هستند؟
۳- آیا روشنفکران بلوچ درک درستی از واقعیت جامعه بلوچ ندارند؟
۴- یا روشنفکران بلوچ آستانه تحمل کمی در برخورد با لایه های فرهنگی و اجتماعی کنونی جامعه دارند؟
۵- با توجه به روند کنونی جامعه بلوچستان چه استراتژی از جانب قشر روشنفکر و پیشروی بلوچ باید اتخاذ گردد
در جواب به پرشهای فوق:
۱- برای پاسخ به پرسش اول شما را ارجاع میدهم به تمام سنجشهای آماری که از میزان توسعه یافتگی استان با استفاده از متغیرها و شاخصهای مختلف در طول این ۷۰ سال اخیر. در تمام این نماگرها رتبه استان ما در رنکینگ استانی در رتبه های آخر قرار داشته است. پس ارتقاء و بهبود جایگاه استان رسالت اصلی همه است بالخصوص روشنفکران؛ و از این جهت است هر چیزی که جایگاه قوم بلوچ و توسعه استان را به مخاطره انداخته است قابلیت اینرا دارد که در مباحث روشنفکری به آن پرداخته شود. این ضرورت در نقد نگرش، هنجارها و ساختارها بیشتر است.
۲- روشنفکری تقلیدی و پسماند روشنفکری دیگران واژگان خیلی آزار دهنده ای هستند. باید به یک نکته توجه داشت که بخش اعظم مباحث روشنفکری در بر گیرنده اصولی جهانشمول هستند وقتی از دموکراسی صحبت میکنیم این مفهوم جهانی شده است و همه به آن میپردازند چه یک فرانسوی و چه یک روشنفکر بلوچ. از آزادی، حقوق بشر، توسعه و جهانی شدن همه سخن میگویند پس نمیتوانیم بگوییم که ما در تقلیدی بی یال کوپال و تحریف شده هستیم. البته از این نکته هم نباید غاقل شد که خیلی از مباحث ما اختصاص به فرهنگ خودمان دارند و باید در فرایند مدرنیزاسیون و نوسازی آنها را نیز مورد توجه قرار داد.
۳- من کم اینکه پیشتر گفتم جریان روشنفکری ما طفلی بیش نیست. تحصیلکردگان را نمیتوان روشنفکر به حساب آورد چرا که آنان در از منافع فردی خویش خارج نشدند؛ و این سخن درست است که خیلی از آنانی که گام در مسیر روشنفکری گذاشتهاند جامعه خویش را نمیشناسند و حتی طرح مباحث و ارائه راهکار که ویژگی اصلی روشنفکری است توسط روشنکران دارای اشکال است زیرا جای پژوهش و تحقیق و استفاده از نتایج تحقیقات در طرح مسائل خالی است.
۴- جواب این سوال، آری است چرا که آنچنانکه پیشتر اشاره کردم ما با چنان ساختارهای متصلب و غیر قابل انعطافی روبروییم که گاهی حوصله اندک روشنفکران ما نیز سر میرود و خشمگین مینویسند.
۵- آنچه که در پاسخ به این سوال باید گفت : استراتژی اول : افزایش عددی و کمی تحصیلکردگان جامعه ما است بالخصوص در مقاطع تکمیلی و دکتری. استراتژی دوم : نقد از فرهنگ خودی و نگرشهایی که باعث عقب ماندگی ما شدهاند سوم: احساس مسئولیت اندک چهره های شاخص علمی ما در تئوریزه کردن مباحث و راهبری نسل جوان چهارم: رشد فرهنگ عمومی هم از طریق رسانهها و هم از طریق سمنها. پنجم : گسترش فرهنگ نقد وتحلیل.
نویسنده:یاسر کرد